نازی نازی ، تا این لحظه: 17 سال و 7 روز سن داره

نازنین نرگس نفس مامان

ماجراهای کفشهای میرزا نرگسی

من عاشق تبتم  تبت  یعنی  کفش هیچکی حق نداره به تبتام دست بزنه قبل از اینکه من به دنیا بیام مامانم واسم تبت جیغجیغو خریده بود  مریم جون دوست مامانم هم واسم از کربلا سوغاتی تبت اورده بود ولی یه سالم که بود با مامانم رفتیم تبت خریدیم چون پای من ظریف بود خیلی گشتیم  بالاخره یه کفش شماره ١٧ گیرمون اومد چند روز بعد توی تاکسی از پام افتاد اخه واسم یه خورده بزرگ بود دوباره رفتیم تبت خریدم ایندفعه خوشکلتر شولتی بود ولی بازم بزرگ بود اخه من خیلی ظریفم چند روز بعد بازم تبتم از پام افتاد البته با همکاری من چون خیلی تبت دوست دارم همش با تبتام بازی میکنم دوباره رفتیم بازار ایندفعه مامان یه تبت خیلی خوشکل سفید پاپیون دا...
21 ارديبهشت 1390

ماجراهای کفشهای میرزا نرگسی

من عاشق تبتم تبت یعنی کفش هیچکی حق نداره به تبتام دست بزنه قبل از اینکه من به دنیا بیام مامانم واسم تبت جیغجیغو خریده بود مریم جون دوست مامانم هم واسم از کربلا سوغاتی تبت اورده بود ولی یه سالم که بود با مامانم رفتیم تبت خریدیم چون پای من ظریف بود خیلی گشتیم بالاخره یه کفش شماره ١٧ گیرمون اومد چند روز بعد توی تاکسی از پام افتاد اخه واسم یه خورده بزرگ بود دوباره رفتیم تبت خریدم ایندفعه خوشکلتر شولتی بود ولی بازم بزرگ بود اخه من خیلی ظریفم چند روز بعد بازم تبتم از پام افتاد البته با همکاری من چون خیلی تبت دوست دارم همش با تبتام بازی میکنم دوباره رفتیم بازار ایندفعه مامان یه تبت خیلی خوشکل سفید پاپیون دار واسم خرید اومدم خونه خوشحال ...
21 ارديبهشت 1390

ماجراهای کفشهای میرزا نرگسی

من عاشق تبتم تبت یعنی کفش هیچکی حق نداره به تبتام دست بزنه قبل از اینکه من به دنیا بیام مامانم واسم تبت جیغجیغو خریده بود مریم جون دوست مامانم هم واسم از کربلا سوغاتی تبت اورده بود ولی یه سالم که بود با مامانم رفتیم تبت خریدیم چون پای من ظریف بود خیلی گشتیم بالاخره یه کفش شماره ١٧ گیرمون اومد چند روز بعد توی تاکسی از پام افتاد اخه واسم یه خورده بزرگ بود دوباره رفتیم تبت خریدم ایندفعه خوشکلتر شولتی بود ولی بازم بزرگ بود اخه من خیلی ظریفم چند روز بعد بازم تبتم از پام افتاد البته با همکاری من چون خیلی تبت دوست دارم همش با تبتام بازی میکنم دوباره رفتیم بازار ایندفعه مامان یه تبت خیلی خوشکل سفید پاپیون دار واسم خرید اومدم خونه خوشحال ...
21 ارديبهشت 1390

ماجراهای کفشهای میرزا نرگسی

من عاشق تبتم تبت یعنی کفش هیچکی حق نداره به تبتام دست بزنه قبل از اینکه من به دنیا بیام مامانم واسم تبت جیغجیغو خریده بود مریم جون دوست مامانم هم واسم از کربلا سوغاتی تبت اورده بود ولی یه سالم که بود با مامانم رفتیم تبت خریدیم چون پای من ظریف بود خیلی گشتیم بالاخره یه کفش شماره ١٧ گیرمون اومد چند روز بعد توی تاکسی از پام افتاد اخه واسم یه خورده بزرگ بود دوباره رفتیم تبت خریدم ایندفعه خوشکلتر شولتی بود ولی بازم بزرگ بود اخه من خیلی ظریفم چند روز بعد بازم تبتم از پام افتاد البته با همکاری من چون خیلی تبت دوست دارم همش با تبتام بازی میکنم دوباره رفتیم بازار ایندفعه مامان یه تبت خیلی خوشکل سفید پاپیون دار واسم خرید اومدم خونه خوشحال ...
21 ارديبهشت 1390

ماجراهای کفشهای میرزا نرگسی

من عاشق تبتم تبت یعنی کفش هیچکی حق نداره به تبتام دست بزنه قبل از اینکه من به دنیا بیام مامانم واسم تبت جیغجیغو خریده بود مریم جون دوست مامانم هم واسم از کربلا سوغاتی تبت اورده بود ولی یه سالم که بود با مامانم رفتیم تبت خریدیم چون پای من ظریف بود خیلی گشتیم بالاخره یه کفش شماره ١٧ گیرمون اومد چند روز بعد توی تاکسی از پام افتاد اخه واسم یه خورده بزرگ بود دوباره رفتیم تبت خریدم ایندفعه خوشکلتر شولتی بود ولی بازم بزرگ بود اخه من خیلی ظریفم چند روز بعد بازم تبتم از پام افتاد البته با همکاری من چون خیلی تبت دوست دارم همش با تبتام بازی میکنم دوباره رفتیم بازار ایندفعه مامان یه تبت خیلی خوشکل سفید پاپیون دار واسم خرید اومدم خونه خوشحال ...
21 ارديبهشت 1390

ماجراهای کفشهای میرزا نرگسی

من عاشق تبتم تبت یعنی کفش هیچکی حق نداره به تبتام دست بزنه قبل از اینکه من به دنیا بیام مامانم واسم تبت جیغجیغو خریده بود مریم جون دوست مامانم هم واسم از کربلا سوغاتی تبت اورده بود ولی یه سالم که بود با مامانم رفتیم تبت خریدیم چون پای من ظریف بود خیلی گشتیم بالاخره یه کفش شماره ١٧ گیرمون اومد چند روز بعد توی تاکسی از پام افتاد اخه واسم یه خورده بزرگ بود دوباره رفتیم تبت خریدم ایندفعه خوشکلتر شولتی بود ولی بازم بزرگ بود اخه من خیلی ظریفم چند روز بعد بازم تبتم از پام افتاد البته با همکاری من چون خیلی تبت دوست دارم همش با تبتام بازی میکنم دوباره رفتیم بازار ایندفعه مامان یه تبت خیلی خوشکل سفید پاپیون دار واسم خرید اومدم خونه خوشحال ...
21 ارديبهشت 1390

ماجراهای کفشهای میرزا نرگسی

من عاشق تبتم تبت یعنی کفش هیچکی حق نداره به تبتام دست بزنه قبل از اینکه من به دنیا بیام مامانم واسم تبت جیغجیغو خریده بود مریم جون دوست مامانم هم واسم از کربلا سوغاتی تبت اورده بود ولی یه سالم که بود با مامانم رفتیم تبت خریدیم چون پای من ظریف بود خیلی گشتیم بالاخره یه کفش شماره ١٧ گیرمون اومد چند روز بعد توی تاکسی از پام افتاد اخه واسم یه خورده بزرگ بود دوباره رفتیم تبت خریدم ایندفعه خوشکلتر شولتی بود ولی بازم بزرگ بود اخه من خیلی ظریفم چند روز بعد بازم تبتم از پام افتاد البته با همکاری من چون خیلی تبت دوست دارم همش با تبتام بازی میکنم دوباره رفتیم بازار ایندفعه مامان یه تبت خیلی خوشکل سفید پاپیون دار واسم خرید اومدم خونه خوشحال ...
21 ارديبهشت 1390

ماجراهای کفشهای میرزا نرگسی

من عاشق تبتم تبت یعنی کفش هیچکی حق نداره به تبتام دست بزنه قبل از اینکه من به دنیا بیام مامانم واسم تبت جیغجیغو خریده بود مریم جون دوست مامانم هم واسم از کربلا سوغاتی تبت اورده بود ولی یه سالم که بود با مامانم رفتیم تبت خریدیم چون پای من ظریف بود خیلی گشتیم بالاخره یه کفش شماره ١٧ گیرمون اومد چند روز بعد توی تاکسی از پام افتاد اخه واسم یه خورده بزرگ بود دوباره رفتیم تبت خریدم ایندفعه خوشکلتر شولتی بود ولی بازم بزرگ بود اخه من خیلی ظریفم چند روز بعد بازم تبتم از پام افتاد البته با همکاری من چون خیلی تبت دوست دارم همش با تبتام بازی میکنم دوباره رفتیم بازار ایندفعه مامان یه تبت خیلی خوشکل سفید پاپیون دار واسم خرید اومدم خونه خوشحال ...
21 ارديبهشت 1390